عز الدين حسينى زنجانى
120
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
شما را از تلوّن اخلاق و گوناگون شدن برحذر مىدارم . با همه يكدل و يكزبان باشيد ( نه اينكه در رو ، ستايش و چاپلوسى كرده و در غيبت نكوهش نماييد ) البته مرد بايد مالك و ا ختياردار زبانش باشد و گرنه اين زبان مانند چهار پاى سركش آدمى را بدون رويه بر مىدارد . به خدا سوگند هيچ پرهيزگارى را سودى نيست مگر وقتى كه مالك زبانش گردد . . . رسول گرامى صلى الله عليه و آله فرمود : ايمان مؤمن هرگز برقرار و استوار نمىگردد مگر اين كه قلبش استوار گردد و روح و قلب ، استوارى نمىپذيرد ، مگر اينكه زبانش استوارى پذيرد . از نظر على عليه السلام استقامت روح جز از راه تمرين جلوگيرى از زبان حاصل نمىشود . پس از اين مقدمه مىگوييم : هدف اديان آسمانى به ويژه اسلام در خداشناسى فقط آن نيست كه با استدلال ، عقل آدمى را قانع و اشباع نمايند و ديگر عواطف آدمى را رها نمايند . بلكه غرض آن است كه بالاترين عاطفه يعنى محبت و عشق انسان را به حقيقت لايزال هستى برانگيزانند و كانون عاطفهء وى را از محبت وى و سفيران و رهبران معصوم كه در هر عصر و زمان پايدار هستند ، مالامال نمايند تا هر دو كانون آدمى اشباع شود همين ، انگيزهء دگرگونى روحى در انسان گردد مرغ خانگى را ديديم كه چگونه با محبت دگرگون شد و ماهيت او متحول شد . همين محبت در انسان كه از امتياز عقل برخوردار است دگرگونى فوق العاده ايجاد مىكند . بدين رو در هر حركت و سكون انسان و براى هر حال يك ستايش مخصوص و تسبيح خاصى است كه با تكرار آن در برنامهء شب و روز و با دعاهاى مخصوص علاوه بر نماياندن اثر قدرت و حكمت الهى ، مظاهر فراوان مهر و رأفت الهى در مضامين دعاها جلوه گر است . تا در اثر تمرين عملى ، عاطفه و محبت با ذات متعال احديت مستحكم شده و با سرشت وى آميخته گردد . هدف آن نيست كه فقط خدايى را كه به نيروى استدلال و از نظر عقلى در بنبست قرار گرفته بپذيريد ؛ چنانچه هدف عدهاى از فلاسفه و متكلمانِ خشك است . تأمل در آيات قرآن كريم اين معنا را تصديق مىكند مثلًا در مقام عاطفه برانگيزى و طرح دوستى با خدا مىفرمايد : « اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ